منوي كاربري
پيام مدير : « یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
لوگوي ما
--------------------كد لينك ما :
خبرنامه
براي دريافت مطالب آموزشي اينجا عضو شويد :
حديث
::پاداش تلاشگر:: ان الذى يطلب من فضل يكف به عياله اعظم اجرا من المجاهد فى سبيل الله.(37) براستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كنـد, پـاداشـش از مجـاهـد در راه خـدا بيشتر است
نظر سنجي
ممنون از رأي شما - نتايج نظرسنجي شخصي است!
عکس هفته
نرم افزار حريم ريحانه
جستجوگر
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
آمار وبلاگ
آمار
منوي اصلي
فهرست موضوعي
تحقیقات مقالات گزارش خبری گزارش تصویری دیدگاه مراجع تقلید حجاب در خطابات قرآن كتابشناسى حجاب حجاب در كلام شهيدان فواید حجاب تاریخچه حجاب پرسش و پاسخ نقد و بررسی ... شخصیت زن در اسلام مظلومیت زن قبل از اسلام حجاب در ادیان آسمانی نگاهی بر مبحث حجاب فلسفه حجاب شخصیت زن از نظر امام (ره) حجاب، شکوفایی و عزت پوشاک زنان محلی تبیینی بر مسئله حجاب حجاب و عفاف پوشش و جوان حجاب 1-2-3 فلسقه حجاب در قرآن آثار بی حجابی حجاب نزد فاطمه زهرا (ص) آثار حجاب تمثیلاتی پیرامون حجاب نه عقب مانده نه تحت سلطه قالب وبلاگ [جدید] گالری تصاویر [جدید] دور اندیشی قرآن جایگاه زن در ایران باستان حجاب ؛ روش ها و توصیه ها پوشش زن کتابشناسی حجاب حجاب و عفاف در اینترنت حجاب زن حجاب در یورو 2008 نمادی از جنگ تمدنها چادر ... لوح فشرده
ورود کاربران
ارتباط زنده
[ درباره ...] [ عضويت در وبلاگ ...] [ ارسال پيام ...]
طرح ختم صلوات
نیت طرح [مرحله اول]: سلامتی و تعجیل در ظهور ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف
ديگر پايگاهها
مركز امور زنان و خانواده خبرگزاري زنان ايران دانشگاه الزهرا جامعة الزهرا شوراي فرهنگي اجتماعي زنان مركز مديريت حوزه علميه خواهران دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
لوگو حمایتی
حجاب اسلامی مقالات
دوستان عزیز سلام ، اسلام با موضع حجاب خواسته زن از تعرض مصون بماند و به او به ديد ارزشى بنگرند لزوم حجاب از سوى اسلام در حقيقت براى حفظ کرامت زن و آرامش و پيروزى جامعه است. آنچه مسلم است حدود معين در دين اسلام منطبق با نيازها و خواستههاى فطرى و ذاتى زن است و شناخت و رعايت آن نه تنها احساس محدوديت و قيد و بند را براى زنان فراهم نمىکند بلکه ضامن آزادى و اصالت و مقام و شان واقعى زن مسلمان است. اصولا دين در جهت سهولت بخشيدن به امور مردم به خدمت گرفته مىشود نه همانند تازيانهاى که بر سر مردم مسلط باشد. عدهاى را گمان بر اين است که حجاب مانع آزادى و فعاليتهاى اجتماعى زن است. در نگرش اسلام آزادى واژه مقدس و داراى اصالت است که آزادى عقيده و انديشه در راس هرم آن قرار دارد.درباره آزادي، عقيدهها و سليقههاى مختلفى وجود دارد. عدهاى تصورشان از آزادي، نبودن قيد و بند براى رسيدن به مال و مقام و شهرت و خواستههاى نفسانى انسان است ولى اسلام، آزادى را در تسلط داشتن بر غرائز و هواى نفسانى و در استخدام گرفتن علم و دانش و مال و مقام براى ترقى و تکامل انسانها و پاکسازى جامعه مىداند که قيام پيامبران و مردان الهى براى رسيدن به اين مقصود بوده است. آزادى جزء ذات انسان است، آزادى در صحنههاى سياسي، اجتماعى و فرهنگى و عناوين عمدهاى که اسلام براى زندگى بشر بيان کرده همان مسائل اوليه حيات هستند، لذا در نگرش اسلام انسان ذاتا آزاد آفريده شده است و از اين مقام نبايد تنزل کند و در پرتو اين اصل ديگران نيز حق ندارند انسانى را تحت سلطه خود درآورند، هدف انقلاب عظيم اسلامى ايران نيز همين است. در دين مبين اسلام زنان در انتخاب و عملشان آزادند.منتها در چهارچوب شرع مقدس اسلام و در هالهاى از عفاف، آزادى به مفهوم واقعى و صحيح نه مانند آزادىهاى قلابى که کشورهاى دموکراسى ادعاى آن را دارند و به نام آزادى با زنجيرهاى اسارت، زنان را به دام مىکشند. حجاب به معناى منزوى کردن زن نيست حجاب به زن اين آزادى را مىدهد که رها از نگاههاى تحقيرآميز و حتى بهعنوان يک انسان در جامعه و محيط اجتماعى وارد شود نه يک ابزار جنسي، بلکه حجاب به معناى جلوگيرى از اختلاط و آميزش بىقيد و شرط زن و مرد در جامعه است و هيچ منافاتى با فعاليتهاى زنان مسلمانان در مسائل سياسي، اجتماعى و فرهنگى ندارد، بىبند و بارى و آزادىهاى جنسي، زنان را در منجلاب شهوت و پستى سقوط داده و دامنهايى که بايد فرهنگ و تمدن بسازد آلوده مىکند، اما اسلام براى زن ارزش والايى قائل است زيرا زن دستى به گهواره و دستى به اداره اجتماع دارد.
مفهوم آزادى در منطق اسلام
آزادى يکى از ارمغانهاى پيامبر خاتم محمدمصطفى است که زن و مرد در آن يکسان مىباشند. عناوين عمدهاى را که اسلام براى زندگى بشر بيان کرده مسائل اوليه حيات هستند، چنانچه فلسفه حرکت اديان الهى عدالت است و قيام پيامبران الهى براى رسيدن به اين مقصد بوده است و هدف انقلاب عظيم اسلامى ايران نيز به همين منظور است. زيرا عدالت رابطه انسان با خدا و همنوعانش را متعادل مىکند و همين طور است مفهوم آزادي، در نگرش اسلام انسان در خواستهها و اراده خود در برابر سايرين آزاد است و اين حقيقتى است که کليه حرکتهاى اسلامى در صحنههاى سياسي، اجتماعى و فرهنگى بر آن اساس انجام پذيرفته است و آزاد کسى است که بنده خدا باشد. «لا تکن عبد غيره لقد جعلک الله حرا» بندگى هيچ کس غير خدا را نپذير، به تحقيق خدا تو را آزاد آفريده است. مفهوم اين کلام اين است که حريت و آزادى جزء ذات انسان است و انسان از اين مقام نبايد تنزل کند و در پرتو اين اصل ديگران نيز حق ندارند انسانى را تحت تسلط خود در آورند.در اسلام آن کس که تابع هواى نفس باشد اسير است و آزادى را در تسلط داشتن بر غرايز و هواى نفسانى و در استخدام گرفتن علم و دانش و مال و مقام براى ترقى و تکامل انسان ها و پاکسازى جامعه مىداند و با تفکرات غربى تفاوت دارد که محدوده آزادى در آن آزادى جنسى است. تصورشان از آزادى نبودن قيد و بند براى رسيدن به مال و مقام و شهوت و خواستههاى نفسانى انسان است. زن در تاريخ بشري، سرنوشت پرماجرايى داشته است. از همراه و همکار و شريک مردان بودن تا بردگى و کنيزى و ابزار شهوترانى يا سودجويى يا ... اگر در گذشته، در حرمسرا، ابزار صاحبان زر و زور بود امروز در غرب، در حرمسراى عمومى ابزار ارضاى شهوات عمومى و سودآورى بيشتر براى شرکتها و کارتلها و تراستها و صاحبان سينما و ... است که تا زيبايى و طراوت دارد از او بهرهکشى مىکنند و پس از آن محروم، منزوى و سرخورده به خانه کهنسالان تبعيدش مىکنند. سرنوشت جوامع بشرى از شرق گرفته تا غرب يکسان است و انسان در قلب ماديت به صورت (شي) در آمده، ماهيت آدمى و اصالت انسانى خود را از دست داده، در چنان انديشه و فرهنگى که انسان پوچ است، آزادى انديشه و شخصيت فکرى ندارد زن که موجودى انسان ساز و تمدنپرداز است ظالمانهتر قربانى شده و بيش از هر قشر ديگرى سيلى استضعاف را خورده است. در عصر کنونى که غبار ماديت چهره انسانست را تيره ساخته و بند بردگى حلقوم بشريت مظلوم را فشرده، در بازار تمدن کالاى معنويت ارزشش را از دست داده و در اين ميان شخصيت و والايىهاى زن بيش از همه خسارت ديده است. به گفته مقام معظم رهبرى : زن در طول تاريخ در ميان دو ستم يعنى انزوا و عريانى قرار گرفته که اين هر دو ستم در يک نقطه، اشتراک داشتهاند و آن تحقير زن بوده است. ديدگاه مظلوم بودن زن در اسلام از طرفى از مفهوم تعريف شده توسط آزادى زن در غرب به وجود آمده است و از جانب ديگر زاده برداشتهاى نادرست و ناشى از سنت و ايدههاى شخصى برخى مسلمانان است که موجبات ظلم به زن را با نام اسلام فراهم آورده است و مسئله اين است که زنان هم در جهان اسلام مورد ظلم هستند و هم در غرب.برخى از مسلمانان به نام اسلام و ادعاى حرمت به جايگاه زن، قيد و بندها و محدوديتهاى غير ضرورى و غير شرعى بر زنان اعمال مىدارند و سليقههاى شخصى يا پسماندهاى فرهنگى و سنتى پيشينيانشان را به نام اسلام به زنان تحميل مىکنند و موجبات بدبينى و کژانديشى نسبت به احکام و موازين رهايى بخش اسلام را فراهم مىکنند.
لينك ثابت
حجاب اسلامی
حجاب در کلام مقام معظم رهبری (دامت برکاته)
بحث پوشش زن نبايد از هجوم تبليغاتي غرب متأثر باشد به نظر ما، بحثهايي كه درباب پوشش زن مي شود، بحثهاي خوبي است كه انجام مي گيرد؛ منتها بايد توجه كنيد كه هيچ بحثي در اين زمينه هاي مربوط به پوشش زن، از هجوم تبليغاتي غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بياييم با خودمان فكر كنيم که حجاب داشته باشيم، اما چادر نباشد؛ اين فكر غلطي است. نه اين كه من بخواهم بگويم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مي گويم چادر بهترين نوع حجاب است؛ يك نشانه ملي ماست؛ هيچ اشكالي هم ندارد؛ هيچ منافاتي با هيچ نوع تحركي هم در زن ندارد. اگر واقعاً بناي تحرك و كار اجتماعي و كار سياسي و كار فكري باشد، لباس رسمي زن مي تواند چادر باشد و - همان طور كه عرض كردم - چادر بهترين نوع حجاب است. البته مي توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همين جا هم بايستي آن مرز را پيدا كرد. بعضيها از چادر فرار مي كنند، به خاطر اين كه هجوم تبليغاتي غرب دامنگيرشان نشود؛ منتها از چادر كه فرار مي كنند، به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمي آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مي دهد! شما خيال كرده ايد كه اگر ما چادر را كنار گذاشتيم، فرضاً آن مقنعه كذايي و آن لباسهاي «و ليضربن بخمرهنّ علي جيوبهنّ» و همانهايي را كه در قرآن هست، درست كرديم، دست از سر ما بر مي دارند؟ نه، آنها به اين چيزها قانع نيستند؛ آنها مي خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عيناً اين جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه كه عمل مي شد جمهوري اسلامي، در مقابل اين مفاسد ايستاد و از اول اعلام كرد كه به روابط بي بندوبار زن و مرد معتقد نيست؛ معتقد به وجود حجاب و روابط اسلامي ميان زن و مرد است، و بر اين مسأله هم پافشاري كرد. به نظر بعضيها، اين يك مسأله فرعي و جزيي است؛ در حالي كه اشتباه مي كنند، اين مسأله بسيار مهمي است. مدعيان غربي، كمترين مخالفتي را با مباني خودشان تحمل نمي كنند آنها با چه چيز زن مسلمان بيشتر دشمنند؟با حجاب او. آنها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چيز بيشتر دشمنند. چرا؟ چون فرهنگ آنها اين را قبول ندارد در همان ماههاي اول پيروزي انقلاب، امام مسأله بي حجابي و حجاب را قاطع گفت. آن وقتها ما به عنوان اعضاي شوراي انقلاب، گاهي در هيأت دولت هم شركت مي كرديم. من كساني را ديدم كه جزو عناصر متدين هيأت دولت بودند، اما به ما مي گفتند اين چه كاري بود كه امام كرد؛ حالا چرا كرد؟! امام اصلاً دچار رودربايستي نمي شد. بنابراين، ملاحظه كاري و رودربايستي داشتن، مطلقاً بايد نباشد؛ يكي از مظاهر معنويت كه غرب هيچ وقت با آن سر سازگاري نداشته و ندارد، حجاب است .... ما حجاب را لباس «مشاركت اجتماعي» زنان مي دانيم و اگر نباشد، واقعاً در عرصه اجتماع، مشكل داريم و واقعاً هيچ وقت احساس نكرده ايم كه اين براي ما سختي و مشكلي به وجود آورده است. ما با داشتن حجاب، احساس راحتي خيلي بيشتري مي كنيم. گاهي اوقات هست كه تقوا اقتضايي دارد. مثلاً فرض بفرماييد ما در مورد خانمها، حجاب و آن حفاظ زنانه را - كه در واقع احترام به زن است - مظهر تقوا مي دانيم پست اکترونیکی مدیر وبلاگ: MOH3NONLINE@GMAIL.COM
بحث پوشش زن نبايد از هجوم تبليغاتي غرب متأثر باشد به نظر ما، بحثهايي كه درباب پوشش زن مي شود، بحثهاي خوبي است كه انجام مي گيرد؛ منتها بايد توجه كنيد كه هيچ بحثي در اين زمينه هاي مربوط به پوشش زن، از هجوم تبليغاتي غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بياييم با خودمان فكر كنيم که حجاب داشته باشيم، اما چادر نباشد؛ اين فكر غلطي است. نه اين كه من بخواهم بگويم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مي گويم چادر بهترين نوع حجاب است؛ يك نشانه ملي ماست؛ هيچ اشكالي هم ندارد؛ هيچ منافاتي با هيچ نوع تحركي هم در زن ندارد. اگر واقعاً بناي تحرك و كار اجتماعي و كار سياسي و كار فكري باشد، لباس رسمي زن مي تواند چادر باشد و - همان طور كه عرض كردم - چادر بهترين نوع حجاب است. البته مي توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همين جا هم بايستي آن مرز را پيدا كرد. بعضيها از چادر فرار مي كنند، به خاطر اين كه هجوم تبليغاتي غرب دامنگيرشان نشود؛ منتها از چادر كه فرار مي كنند، به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمي آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مي دهد! شما خيال كرده ايد كه اگر ما چادر را كنار گذاشتيم، فرضاً آن مقنعه كذايي و آن لباسهاي «و ليضربن بخمرهنّ علي جيوبهنّ» و همانهايي را كه در قرآن هست، درست كرديم، دست از سر ما بر مي دارند؟ نه، آنها به اين چيزها قانع نيستند؛ آنها مي خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عيناً اين جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه كه عمل مي شد
پست اکترونیکی مدیر وبلاگ: MOH3NONLINE@GMAIL.COM
تبلیغ حجاب
[IFAF-BLOG.BLOGFA.COM]
تحقیق /نگاهی کوتاه به تاریخچه حجاب تاریخچه حجاب
تحقیق / سلام خدمت تمام سروران گرامی با ایمیل هاتون اینجانب رو سپاسگزار می نمائید. در این پست خلاصه ای از تحقیق در مورد تاریخچه حجاب می پردازم.
اطلاع من از جنبه تاريخى كامل نيست.اطلاع تاريخى ما آنگاه كامل است كه بتوانيم درباره همه مللى كه قبل از اسلام بودهاند اظهار نظر كنيم.قدر مسلم اين است كه قبل از اسلام در ميان بعضى ملل حجاب وجود داشته است. تا آنجا كه من در كتابهاى مربوطه خواندهام در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سختتر بوده است، اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اسلام در عرب پيدا شده است. ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 تاريخ تمدن (ترجمه فارسى) راجع به قوم يهود و قانون تلمود مىنويسد: «اگر زنى به نقض قانون يهود مىپرداخت چنانكه مثلا بىآنكه چيزى بر سر داشتبه ميان مردم مىرفت و يا در شارع عام نخ مىرشتيا با هر سنخى از مردان درد دل مىكرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانهاش تكلم مىنمود همسايگانش مىتوانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشتبدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.» عليهذا حجابى كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامى - چنانكه بعدا شرح خواهيم داد - بسى سختتر و مشكلتر بوده است. در جلد اول تاريخ تمدن صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم مىگويد: «در زمان زردشت زنان منزلتى عالى داشتند، با كمال آزادى و با روى گشاده در ميان مردم آمد و شد مىكردند...» آنگاه چنين مىگويد: «پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد.زنان فقير چون براى كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادى خود را حفظ كردند ولى در مورد زنان ديگر گوشه نشينى زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگى اجتماعىشان را فرا گرفت، و اين امر خود مبناى پرده پوشى در ميان مسلمانان به شمار مىرود.زنان طبقات بالاى اجتماع جرات آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوشدار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمىشد كه آشكارا با مردان آميزش كنند.زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردى را ولو پدر يا برادرشان باشد ببينند.در نقشهايى كه از ايران باستان بر جاى مانده هيچ صورت زن ديده نمىشود و نامى از ايشان به نظر نمىرسد...» ...
ادامه ي مطلب ...
..: آخرين ارسال ها :..
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد . All Rights Reserved 2007-2009 © by ifaf-blog.Blogfa.com The Template Designed By Moh3n tavaghoee @ www.moh3nonline.com